خرید بک لینک

دوباره یه بگو مگوی دیگه با مشتری ها و دوباره

هوشمندانه عمل نکردن ! بازم میخاستن سایت

تحویل بدم و هروقت که پول دستشون اومد به من بدن !

منم گفتم سایت رو میسازم کامل تحویل میدم و فقط بخش

اخر درگاه پرداخت میمونه زمانی که تسویه حساب کردید !

میشد دورش زد و بهونه اورد گفت پول نیاز دارم و شروع کردم

یه کار دیگه رو....ولی اون یا میگفت بیا و بساز و انقد خواهش و

تمنا و برو و بیا ...یا یه پولی پیش میداد و میگفت تمومش کن

که در هر دو صورت به ضرر من بود و در کل همون طور که خودش

قبلا گفته بود قصد داره با سایت کار کنه و خورد خورد پول منو بده !

که نچ نچ این روش رو اصلا دوست ندارم و نمیزارم همچین زرنگیی کنن

پس امپرش رفت رو دو هزار و کلی با صدای بلند داد و بیداد کرد خخخخخ

و من مثل اون ادم خفن های تو فیلم ها با چهره ای خیلی معمولی و خیالی

اروووم گوش میدادم و در نهایت هم با ارامشی تمام توجیهش کردم و فرستادمش

بره پیش مامانش...

پ ن : از اروم بودن و به هم نریختن خودم خیلی خوشم اومد ...دمم گرم

پ ن : میشد بهتر و هوشمندانه تر عمل کرد که جوش نمیاورد طرف !

پ ن : من بردم ولی باختم ! همیشه باید برد برد باشه

پ ن : در ضمنــــــــــــــ من ادم else , if هستم ....

برچسب: نویسنده: بردیا اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 15:26

صفحه بندی